@--------------->

پشتیبانی

آرزوهای دخترونه - مِهر نَزدیکِه

مِهر نَزدیکِه

چهارشنبه 22 شهریور 1396 12:06 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ❀miss parmis❀
موضوع: خاطره ? سوتی ?
سیلاممممم چه خبر؟
خوبید؟سلامتید؟ببخشید اپ نکردم راستش خیلی حال ندارم
انگیزه ندارم خب حالا خاطره اوردم برید ادامه بای

خب از جمعه شروع میکنم
جمعه برای ارمیس کیک خریدیم بردیمش اتلیه
smash cakeکرد
یعنی یه کیک میذاری جلوش هر کاری دوست داره باهاش میکنه
خخخخخ با سر رفت تو کیک
یعنی ما مردیم مردیما من و مامان بزرگ و خالم
Gun Toutingهی واسش شکلک در میاوردیم بلکه بخنده Gun Touting
شبیه میمون شده بودیم هی میپریدیم بالا پایین خخخخ
خب بگذریم از جمعه و کلی خندیدن هاش
میرسیم به شنبه
شنبه هم تولدش رو گرفتیم ما بودیم
دو تا مامان بزرگم بابا بزرگم دو تا عمه هام با شوهر عمه هام
و دختر عمم و عمو و زن عمو و پسر عمو های مامانم
اِ راستی خالم هم بود
بازم کلی دلقک بازی در اوردیم بلکه بخنده که ایندفعه خندید
خدارو شکر
خلاصه شنبه هم خیلی بود پفک چیپس پفیلا ژله هم چی خوردم
همه هی میگفتن خواهر عروس نباید چیزی بخوره که
غذا هم کالباس ،الویه،سوسیس بندری داشتیم
خلاصه خیلی خوش گذشت کلی هم عکس گرفتیم
شکار لحظه ها
راستی اینم عکس من و خواهرم:
Champagneخب شب رو که من غش کردم از خستگی Champagne
اما بالاخره گذشت خب فرداش هم هیچ اتفاق خاصی نیافتاد
قرار بود برم لوازم تحریر بخرم که بجاش مامانم رفت بیرون
اما برای فرداش بابام رو رزرو کردم خخخ
خب خلاصه فرداش لحظه شماری میکردم برم وسایلم رو بخرم
رفتم نوشت افزار محام خیلی چیز داشت
ولی خیلی تنوع نداشت ولی بد هم نبودن
خلاصه کلی چیز خریدم ولی خانوم خنگه جامدادیم رو نذاشت
خیلی هم خوبه چون خیلی دوسش نداشتم
حالا میرم یه خوجله تر میگیرم
اینم عکس وسایلم:

http://s9.picofile.com/file/8306310718/tmp_23104_Screenshots_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B7_%DB%B0%DB%B9_%DB%B1%DB%B3_%DB%B1%DB%B1_%DB
البته هنوز کلی از چیزام مونده (پوشه ها دو تان)
خودکارام هم گم شد
فقط همینا دم دستم بود دیگه وایییی مهر نزدیکه
من عاشق مدرسم
و به زودی شروع میشه
من انقدر مشتاقم خدا میدونه خر خون ها چطورین خخخخخ
ببخشید کم بود
بای بای





دیدگاه : ثابت بده خوشگله
آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 شهریور 1396 08:23 ب.ظ