@--------------->

پشتیبانی

آرزوهای دخترونه - اول مهر

اول مهر

دوشنبه 3 مهر 1396 06:07 ق.ظ

نویسنده این مطلب: ❀miss parmis❀
موضوع: خاطره ?

http://photos02.wisgoon.com/media/pin/photos02/images/o/2016/8/26/1/500x494_1472157856149202.jpeg

سلوم چه خفرا؟من خیلی نمیمونم
باید بروممممممممم باییییییییییییی
شب ساعت 12 خوابیدم اما 5 بیدار شدم
دوباره هم خوابیدم ولی به موقع بیدار شدم در واقع ساعت 6 پا شدم
سریع اماده شدم ارمیس رو بردیم پیش مامان بزرگم بعد مامانم رو پیاده کردیم
که بره سر کار بعد رفتیم دنبال مهتا وای من یه سوتی دادم
وقتی دیدمش نفهمیدم اونه به بابام گفتم اِ این از مدرسه ماست
بابام هم زد زیر خنده گفت چقدر تیزهوشی
مهتا که سوار شد شروع کردیم به حرف زدن و خندیدن
روز اول که فوق العاده بود
دو تا از هم کلاسی ها ی قبلیم هم باهامن
راستش روز اول اتفاق خاصی نیافتاد به جز این که همه سرویس ها پراید بود
ولی مال من و مهتا با سه تا دختر دیگه به اسم های
مهتا،وانیا،پریا
سمند بود فکر کنم سفارشی برامون حاضر کردن
اینم عکس من و مهتا راستی اون که دست به سینست منم روز اولِ مدرسَست
خلاصه از روز اول بگذرم میرسیم به روز دوم
روز دوم هم ساعت 12:30 یا 1خوابیدم
نیم ساعت داشتم رویا پردازی میکردم تا خوابم برد
ولی بازم 5 بیدار شدم دوباره خوابیدم
حدودای ساعت 20 دقیقه به 7 شروع به اماده شدن کردم
یه ده یا پونزده دقیقه بعد اماده شدم
یه ربع ساعت هم با موهام ور رفتم که اخر همونطور معمولی بستمش
سرویس اومد دنبالم رفتم مدرسه
دعای عاشورا رو خوندیم خرما هم دادن که من نخوردم
خلاصه رفتیم کلاس اول فیزیک داشتیم که عالی بود
بعد هم مطالعات داشتیم بازم خوب بود اخرش هم ادبیات که فوق عالی بود
خلاصه خیلی خوش گذشت مهتاب برام دلستر خرید برای خودش هم اب پرتقال
قرار شد دفعه بعد من حساب کنم البته اگه این بذارههههه
خخخخخخ کلی با بچه ها خندیدیم
اِ راستی من کانون ثبت نام کردم از پنجشنبه هم شروع میشه هورااااااااا
چهار شنبه هم قراره با مهتا بریم کافی شاپ
راستی همه دعا کنید مدرسه تموم نشه امین رو بلند بگووووووووو
خب من برم باییییییییییییییییی



دیدگاه : ثابت بده خوشگله
آخرین ویرایش: یکشنبه 2 مهر 1396 09:47 ب.ظ